| • چکیده : |
,"«سیبل هالوارد» نقاش هنرمندی است. او تصویر مرد جوان و زیبایی به نام «دوریان گری» را كشیده است و آن را بهترین اثر خود میداند. وقتی دوریان گری نقاشی چهرة خود را میبیند، عاشق زیبایی خود میشود. او دوست ندارد هیچچیزی، زیبایی او را لمس كند و آسیب برساند و باعث تغییرش شود؛ نه عشق و نه حتی زمان. بنابراین او رابطة بین صورت و قلبش را قطع میكند. چهرهاش تغییر نمیكند و او جوان و زیبا باقی میماند، اما تصویر چهرهاش ـ نقاشی كه با عشق كشیده شده بود ـ داستان واقعی او را بازگو میكند. آن تصویر، دوریان گری واقعی، شخصی پیر، زشت و پر از تنفر را نشان میدهد." |