| • چکیده : |
,""مهتاب" تكههای پارهشد? یك عكس را در دست گرفته و بسیار ناراحت بود، زیرا "سحر" ـ یكی از دوستانش ـ تنها عكسی را كه از مادر فوتشدهاش به یادگار داشت، پاره كرده بود. به همین دلیل مهتاب در صدد بود تا كار او را تلافی كند. در این بین پرند? مادری را با بالهای شكسته دید و برای كمك به آن شتافت، اما وقتی بازگشت دانست كه باد تكههای عكس را با خود برده است. مهتاب ابتدا ناراحت شد، اما سپس تصمیم بزرگی گرفت؛ او تصمیم گرفت كه در آینده یا دكتر بشود و به مادرهای دنیا كمك كند، یا معلم بشود و به بچههای مادرهای دنیا كمك كند، تا بدینترتیب اسباب خوشحالی مادرش را فراهم سازد. سپس سحر را به خاطر اشتباهش بخشید. بدینترتیب او كار بد سحر را با یك تصمیم خوب برای زندگی خود تلافی كرد." |