| • چکیده : |
,"دوازده سال پیش، «تمنا» برای اخذ مجور خروج از كشور، به صورت ظاهری، به عقد یكی از آشنایان درآمده است و اكنون كه بازگشته، متوجه شده كه امیر حاضر به طلاق وی نیست. درگیریها و بحثهای آن دو هر روز شدیدتر میشود و با وجودی كه هر دو به خوبی میدانند به یكدیگر علاقهمند هستند، بازهم شرایط را سختتر میكنند. تا این كه تمنا از راه قانونی اقدام كرده و بالاخره موفق میشود طلاق بگیرد. شب سفرش به سوئد امیر خود را به او رسانده و تا آنجا كه میتواند التماس میكند كه تمنا از تصمیم خویش بازگردد و وقتی موفق نمیشود، دلشكسته به خانه برمیگردد. تمنا در آخرین لحظهها، متوجه اشتباه خود شده و از سوار شدن به هواپیما، خودداری میكند." |