| • چکیده : |
,"در این رمان، "ركسانا" ملقب به شاهزاده یاسمن در محلی به نام اتاق راز كه چون گاوصندوقی است، روانكاوری مشهور را به زنجیر كشیده تا او را از شر اوهام رها كند. "ركسانا" برای روانكاو شرح میدهد كه در نوجوانی از طریق دفتر خاطرات سرپرستانش فهمیده كه در دستشویی "هاید پارك" به دنیا آمده و رها شده است، به همین دلیل از خانهی آنها میگریزد و پس از ماجراهای بسیار و دو ازدواج ناموفق، با مردی به نام "رحمان طاهری" ازدواج میكند. "ركسانا" با كشتن شوهر سابقش، گناه را به گردن "رحمان" میاندازد و در اتاق راز در انتظار اعدام او میماند ولی "رحمان" با تغییر قیافه بر او ظاهر میشود و او را به دست دیوانگی میبرد. روانكاو نیز خود معمایی دارد كه ركسانا را آشفتهتر میسازد تا لحظهای كه ...." |