| • چکیده : |
ماجرای رمان((توپ)) در روستاهای آذربایجان میگذرد .سالهای جنبش مشروطه است و رژیم برای جلوگیری از پیوستن ایلها به مجاهدین تبریز، ((دلماچوف)) ژنرال قزاق را به بهانه كمك به((رحیم خان)) روانه منطقه كرده است .داستان هنگامی آغاز میشود كه قزاقها مشغول مستقر كردن((توپ)) مهیب خود بر تپهای مشرف بر گذرگاه ایلها هستند .((ملا میرهاشم))، شخصیت اصلی رمان كه در هر ایل گوسفندانی دارد، سرانجام به تلاشی بینتیجه برمیخیزد كه همین امر موقعیت او را طنزآمیز میسازد .زیرا او برای حفظ منافع خود، در مقام((بلد) پیشاپیش اردوی دلماچوف راه میافتد تا آنان را به كمینگاه ایلها رهنمون سازد .اما خبر همراهیاش با قزاقها در آبادیها میپیچد و .... |