| • چکیده : |
داستان درباره پسری به نام آرش" است كه یك روز موقع بازی با دوستانش، هوا توفانی میشود و او به خانه باز میگردد. آرش از پشت پنجره شاهد وقایع بیرون است. او میبیند كه توفان چگونه شاخ و برگ درختان را میشكند و گلها را از ریشه در میآورد و همه جا از گرد و غبار پر میكند. اما پس از چند لحظه همین توفان ابرهای باران را به آن جا میآورد و باران بر دشت و كوه میبارد. هوا تمیز میشود و درختان شسته میشوند، گلها و گیاهان نیز شاداب و خندان میشوند. بدین ترتیب آرش میفهمد كه توفان اگر چه ظاهرا به طبیعت آسیب میرساند اما باعث بارش باران و سرسبزی طبیعت نیز میگردد." |