| • چکیده : |
,""تنار" آورند? صلح و احیاگر حلق? اررت ـ آكبه، بانوی سفید، پس از ربع قرن زندگی در كنار همسرش ـ فلینت كشاورز ـ و پس از مرگ وی به "ری آلبی" نزد استادش، اگیون خاموش، احضار میشود. اگیون در بستر مرگ است، اما تنار پس از مرگ شوی و رفتن دو فرزندش از پی سرنوشت، با دختركی خردسال زندگی میكند كه از كودك آزاری پدر و مادر بزهكارش جان به در برده است و بدنی نیمسوخته از جور آنان به یادگار در وجودش دارد. اگیون در انتظار او و واپسین هنرجویش، ساحر اعظم دریای زمین است: گد، كه به مصاف پلیدیها به سرزمین مردگان رفته، نیمهمدهوش سوار بر گردن اژدهایی به دیدار استاد میشتابد." |