| • چکیده : |
,"در حكایت تیغ ماه میخوانیم: حیوانات اطراف بركه، همیشه از گلة فیلها كه برای خوردن آب به آنجا میآمدند، در عذاب بودند. چرا كه به خاطر ترس از ماندن زیر پاهای آنها، نمیتوانستند آب بخورند. تا این كه فكری به سر خرگوش پیر زد. او نزد شاه فیلها رفت و خود را فرستادة ماه معرفی كرده و گفت ماه دستور داده، حق ندارید از بركه آب بخورید، چرا كه من ناراحت میشوم و شروع به حركت میكنم و شما به تیغ من گرفتار میشوید. شب چهاردهم ماه، شاه فیلها به بركه رفت اما تا خرطومش را داخل آب كرد عكس ماه تكان شدیدی خورد. او خیلی ترسید و با گلة فیلها شبانه از آنجا دور شد. مجلد دوم از مجموعة چهل حكایت از مثنوی مولوی مشتمل است بر هشت حكایت برای گروه سنی «ب» و «ج» تحت عناوین مار بدمزه، مگسكش ابله، تیغ ماه، صدای دهل، داد بیمحل، نسخة آخر، نشانی پستی، و خر خوشمزه." |