| • چکیده : |
,"این داستان دربارة جادوگرهای واقعی است. جادوگرهای واقعی سوار بر جاروی دستهدار این طرف و آنطرف پرواز نمیكنند، حتی كلاه و شنل سیاه نمیپوشند. آنها ایمن، حقهباز و موجودات غیرقابل اعتمادی هستند كه تغییر چهره میدهند و خود را به شكل خانمهای معمولی و مهربان درمیآورند. آنها تمام نیروهای شیطانیشان را به كار میگیرند تا از شر بچهها خلاص شوند. این كتاب داستان پسربچهای است كه بر اثر از دست دادن پدر و مادرش مجبور میشود در نروژ كنار مادربزرگ خود زندگی كند و تجربیاتی دربارة جادوگرها كسب نماید." |