| • چکیده : |
,"«مارك» نامهای از خالهاش «بنا» دریافت كرد كه در آن، مارك را به خانهاش در «جزیرة بالادورا» دعوت كرده بود. خاله بنا یكی از دانشمندان بسیار معروف بود كه حدود ده سال در جزیرة «بالادورا» در آسیای جنوب شرقی زندگی میكرد و روی نحوة زندگی حیوانات و گیاهان منطقه تحقیق میكرد. شایعه بود كه اهالی جزیره بالادورا بیگانهها را به قتل میرسانند و سرشان را با مواد جادویی كوچك میكنند. مارك به جزیره رفت. او در كمال حیرت دید که خالهاش ناپدید شده است. مارك در پی یافتن رابطة قدرت جادویی اهل جزیره و ناپدید شدن خالهاش درگیر ماجراهای شگفتانگیزی شد كه در این كتاب به نگارش درآمده است." |