| • چکیده : |
آن چه در این كتاب عرضه میشود، نقد و تحلیل جامعه مدنی در غرب با توجه به ویژگیهای نظری و عملی آن، در طول تاریخ ـ از جمله ابعاد سازمانی و جریانهای ناسازگار ساختاری آن، در عصر حاضر ـ است. نگارنده معتقد است: ... جامعه مدنی یك تصور، یك تفكر، یك عقیده و یك نظریه روشن فكرانه در غرب است كه ریشه هایی در رنسانس اروپا و بیداری آن قاره دارد. جامعه مدنی، اروپای مدرن را از اروپای قرون وسطی جدا میكند، عالمیت غرب را با جهالت غرب، مدنیت غرب را با وحشیگری غرب و قانون غرب را با بی قانونی غرب فرق می نهد. جامعه مدنی بحثی غربیست و یكی از روزنه های غرب در جست و جوی جامعه مطلوب است. جامعه مدنی، یك حكمت الاهی برای ترقی و پیشرفت در غرب است. تناقض آن، با تصور دیگر غرب درباره مركزیت حكومت، ایدئولوژی خردگرایی و معنای قدرت در ترقی و پیشرفت بشر بسیار واضح است. به عقیده نویسندگان غرب اولین باغچه جامعه مدنی غرب با افكار رنسانس گل كرد، زمانی كه ماكیاولی و متفكران دیگر اروپا فرمول شهروندی، اطاعت از قدرت و معنای آن را از جوانب نظری و عملی طرح كردند. با نظریه پردازی هایی كه در مورد تئوری حكومت و دولت، به ویژه در مورد قراردادهای اجتماعی، در قرن هفدهم در اروپا شروع شد، بحث درباره جامعه مدنی در آثار متفكرینی مانند توماس هابز و جان لاك تجلی بیشتری یافت، جامعه مدنی برای اندیشمندان آن دوره اروپا، نظمی بود كه نه تنها در مقابل نظم طبیعی بلكه در رویارویی با وحشیگری، استبداد و روابط فئودالی قرار داشت. با انقلاب صنعتی و توسعه سرمایه داری جامعه مدنی به جامعه سوداگری و بازرگانی تبدیل شد و سیر بازار و بخش اقتصادی و مالی در شكل گیری جامعه را نظریه پردازان روشن فكر اسكاتلندی مطرح كردند و بدین سان جامعه مدنی با آزادی، بهره و منفعت مترادف گردید. آن چه این متفكران بدان توجه نكردند، تمایز جامعه مدنی از حكومت و دولت بود. این كار باید با نوشته های هگل انجام میشد. جامعه مدنی بنابراین نه تنها خارج از حكومت و دولت قرار داشت، بلكه رویارویی با دولت و حكومت بود. عناوین فصلهای كتاب عبارت اند از: بحث در مورد جامعه مدنی، غرب در جست و جوی جامعه مطلوب، مفهوم جامعه مدنی، جامعه مدنی و دموكراسی، جامعه مدنی و جهان سازی و جامعه مدنی در عمل و تجزیه. پایان كتاب شامل كتابنامه و منابع است. |