| • چکیده : |
این كتابچه حاوی متن دو زبانهای است با این مضمون: خوابی دیدم... خواب دیدم در ساحل با خدا قدم میزنم. بر پهنه آسمان صحنههایی از زندگیام برق زد. در هر صحنه، دو جفت جای پا روی شن دیدم. یكی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه كردم. متوجه شدم كه چندین بار در طول مسیر زندگیام، فقط یك جفت جای پا روی شن بوده است؛ همچنین متوجه شدم كه این در سختترین و غمگینترین دوران زندگیام بوده است. این واقعا برایم ناراحت كننده بود و در بارهاش از خدا سوال كردم: خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود؛ ولی دیدم در سختترین دوران زندگیام فقط یك جفت جای پا وجود داشت. نمیفهمم چرا هنگامی كه بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم، مرا تنها گذاشتی؟. خدا پاسخ داد بنده بسیار عزیزم، من در كنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت. اگر در آزمونها و رنجها فقط یك جفت جای پا دیدی، زمانی بود كه تو را در آغوشم حمل میكردم"." |