| • چکیده : |
,"فرد و همسرش، آگات تصمیم گرفتند تعطیلات را به سفر بروند که تلفن زنگ زد. کلونگ از دوستان قدیمیاشان بود که تقاضا میکرد قبل از رفتن به سفر، به خانة آنها بروند و از فرزندان دوقلوی آنها به نامهای شارلوت و شارلمان نگهداری كنند. كلونك و همسرش، كارین باید در جلسهای با دانشمندان دیگر شركت میكردند و علل گران شدن بورس و طلا و بحران مرموزی را بررسی میكردند كه بقایای بشریت را به خطر انداخته بود. شارلوت و شادلمان هردو نابغه بودند، و كارهای فوقالعادهای میكردند. در طول جلسه فرد و آگات به نبوغ باورنكردنی آنها پی بردند و فهمیدند كه بالا رفتن قیمت بورس و طلا تقصیر این دو كودك نابغه است كه هرروز ساعت پنج به اخبار گوش میكنند و مثل یك بازی ذهنی، كنترل بازار را به دست میگیرند. با پی بردن به دلیل بحران، همهچیز به حالت آرامش اولیه برگشت و فرد و آگات در رویای خود به سفر رویایی رفتند و در ذهن خود در جزیرهای اقامت كردند كه میخواستند به آنجا سفر كنند." |