| • چکیده : |
,"این داستان بلند كه به ردة سنی جوانان اختصاص دارد، روایتگر زندگی پسری با نام «سیاوش» است كه در یك كفاشی مشغول به كار است. او به دلیل مشكلاتی كه با ناپدریاش دارد و طی اتفاقی به سمت اعتیاد كشیده میشود، اما همچنان به كارش در كفاشی ادامه میدهد. تا این كه با دختری با نام «سیما» آشنا شده و تصمیم به ازدواج با او میگیرد، اما سیما با فرد دیگری ازدواج میكند. پس از چند سال، سیاوش كه همچنان معتاد است با فردی با نام «حاج رضا» آشنا میشود. او حقیقتی را برای سیاوش آشكار میسازد كه منجر به تغییر سرنوشت او میشود." |