| • چکیده : |
در این داستان، نویسنده سرگذشت دختری به نام((داناك)) را به رشته تحریر درآورده است .((داناك)) دختری است شجاع كه در دهكدهای به نام باران روزگار میگذارند .دهكده داناك در كنار جنگلی واقع شده كه پر از موجودات شرور است . این موجودات شرور كه((حستر)) نام گرفتهاند آسایش را از مردم دهكده سلب كردهاند . از همین روی داناك بر آن میشود تا((حسترها)) را نابود سازد .او با این هدف روانه جنگل میشود، اما در آن جا حسترها او را دستگیر میكنند و در پی ماجراهایی او را به دریا میافكنند .سرانجام ماهیگیری او را نجات میدهد و با خود به ((جزیره افسونگران)) میبرد .((داناك)) در جزیره افسونگران با وقایع شگفتآوری مواجه میشود كه داستان براساس آن شكل گرفته است . |