| • چکیده : |
,"«بیلی» یك جعبة بزرگ پیدا كرد كه صدای خندهداری از آن به گوش رسید. او در جعبه را باز كرد و یك خارپشت در آن دید. خارپشت به بیلی یك قیچی داد و ورقهایی از كاغذ رنگی را هم از جعبه درآورد. او به بیلی پیشنهاد داد تا با كاغذها درخت، گل و كاردستیهای دیگر بسازند. آنها توانستند درختها و سبزههای زیادی با كاغذ بسازند. اما بیلی كمی ترسیده بود، زیرا فكر میكرد در میان آن همه درخت گم خواهد شد. اما خارپشت به او كمك كرد و درختان را با قیچی قطع كرد و بیلی را به اتاق خودش برگرداند. داستان تخیلی حاضر برای كودكان گروه سنی «ب» تهیه شده است." |