| • چکیده : |
داستان حاضر كه در قالب شعر تدوین شده، درباره پسربچهای است كه مادرش برای او یك جوجه پرطلایی و زیبا میخرد .پس از آن همه وقت و فكر پسرك صرف مراقبت از جوجه میشود و در مدت كوتاهی به او دل میبندد .تا این كه یك روز، درپی غفلت پسرك، در حیاط باز میماند و جوجه از خانه خارج میشود و تلاشهای پسرك برای یافتن جوجه به جایی نمیرسد با این همه او امیدوار است كه جوجهاش به خانه بازگردد . داستان چنین آغاز میشود :یك روزی همرای مامان / رفتم توی خیابان/ مامان مهربونم/ انیس جسم و جونم/ فرشته دل من/ مامان خوشگل من/ خرید برام یه جوجه/ تا كند ورجه و ورجه/ یه جوجه طلایی/ با نكهای حنایی/ ...كتاب به گونه مصور به طبع رسیده است ." |