| • چکیده : |
,"«جیران» دختری زشت با هیكلی ناموزون است كه به علت زشتیاش شرمسار است و خواستگاران او بعد از دیدن چهرة زشتش دیگر سراغی از او نمیگیرند. علیرغم پیشرفت در مسائل علمی و معنوی او تنها فكر و ذكر خود را متوجه زشتی صورت كرده تا جایی كه دیگر تحمل خود را ندارد و دست به خودكشی میزند، اما جان سالم به در میبرد. جیران در مدت بستری در بیمارستان با زنی آشنا میشود كه تاثیر عجیبی بر او میگذارد و او را تشویق به دیدن خوبیهای درونش میكند. جیران كمكم چهرة زشتش را میپذیرد و به سوی یك زندگی سعادتمندانه و ازدواجی موفق قدم برمیدارد." |