| • چکیده : |
,"پریسا وقتی پدر و مادر خود را در تصادفی از دست میدهد، به پروشگاه برده میشود. زن و مردی ثروتمند با وجود داشتن دو پسر و با آرزوی داشتن دختری، او را به فرزندی قبول میكنند. او در رشتة روانشناسی به تحصیل میپردازد و در همین حین، فریب رضا، فردی كه دارای زن و فرزند است، میخورد و با ازدواج با رضا حمایت خانواده را از دست میدهد. بعد از مدتی، خلافكاری رضا ثابت میشود و او روانة زندان میشود. پریسا طلاق میگیرد. او برای تامین مخارج زندگی در مطبی مشغول كار میشود و در زیرزمین خانم دكتر زندگی میكند. در همین حین، همسر دكتر به نام علی او را دعوت به كار در شركت مهندسیاش میكند و پریسا پیشنهاد او را قبول میكند این پیشنهاد سرنوشت او را طور دیگری رقم میزند." |