| • چکیده : |
,"«نوشا» دختر جوانی است كه خانوادة خود را در یك سانحه از دست داده است و در اصفهان نزد خانوادة داییاش زندگی میكند. او برای ادامة تحصیل در رشتة روانشناسی به تهران میآید و به مدت دو سال به وسیلة مجله، عاشق خواننده شده و ورزشكار محبوب «شاهین طلوعی» میشود و عزم خود را جزم میكند تا توجه و عشق او را به خود جلب كند. او به وسیلة یكی از دوستان به عنوان خدمتكار در خانة شاهین استخدام میشود و مبارزة خود را برای به دست آوردن شاهین خودخواه و تاحدودی بدبین شروع میكند. مبارزهای كه هر دو سرانجام از بازی در آن خسته میشوند و به عشق دوطرفه بین خود اعتراف میكنند." |