| • چکیده : |
ماریا سیركا "(شخصیت اصلی رمان) زنی است كه بعد از مرگ عموی ثروتمندش كه كشیش بوده است، وارث ثروت فراوان میشود .ماریا در سراسر عمر خود، به توصیه و به اجبار این و آن اطاعت كرده است تا ثروتی بیپایان در پیرامونش گسترده شود .ثروتی كه برای او چیزی نداشته است، جز تنهایی و حصاری ناگزیر، اما ماریا با ایجاد حصاری خود خواسته، حصاری كه به دور قلب و خلوتش میكشد، به ستیز با حصار پیرامونش برمیخیزد .دوستدار حقیقی او "سیمونه "است، اما به دلایلی چند ازدواج این دو صورت نمیگیرد، ماریا تمامی جواهرات خود را به مجسمه مریم معجزهگر اهدا میكند و در پی آن ..." |