| • چکیده : |
كتاب حاضر از سری داستانهای اجتماعی ویژه كودكان گروه سنی ب میباشد و درباره چوپان فقیری است كه آرزو دارد یك گنج داشته باشد تا دیگر مجبور به چوپانی نباشد . روزی در علفزارصندوقچهای پر از طلا پیدا میكند و مشغول خیالبافی درباره خرج كردن آنها میشود صاحب صندوقچه هم كه فكر میكند این همان دزدی است كه صندوقچه را دزدیده او را میگیرد و پیش قاضی میبرد ولی هر چه چوپان بیچاره قسم میخورد كه دزد نیست و طلاها را اتفاقی پیدا كرده فایدهای ندارد .سر انجام بعد از شكنجهها و زندانی شدن قاضی با خودش فكر میكند شاید او راست بگوید پس عدهای را به همان علفزارمیفرستد و آنها موفق میشوند دزد واقعی را پیدا كنند و چوپان متوجه میشود كه برای بدست آوردن هر چیزی خودش باید تلاش كند . |