| • چکیده : |
,"این نمایشنامهی رادیویی با مقدمهی نسبتا مفصلی با عنوان "نمایشنامهی رادیویی و راهكارهایی برای نوشتن و تنظیم متن" فراهم آمده و پس از معرفی اجمالی نگارنده، مدت اجرای نمایش، موضوع و نام مترجم اثر به متن نمایشنامه اختصاص یافته است. این نمایش دربارهی یك سرهنگ پرقدرت نازی است با نام "هورت كلوسیرگ" كه سالها پس از جنگ به دلیل شناخته نشدن در بین مردم، با تغیر نام خود به كرامر، در موسسهی یخچالسازی مشغول به كار میشود. او صاحب پسری است كه همواره از ظاهرسازیهای پدر متنفر است. تا این كه "هورست"، او را به بهانهی كار به شهر "مونز دورفه" میفرستد. اما پس از مدتی متوجه میشود كه پسرش چكی را به نام او امضا كرده و قصد نقد كردن آن را دارد، به همین منظور به همراه انباردار خود (در زمان جنگ) با نام "زیندر" به سمت مونز دورفه به راه میافتد. در راه زیندر حقایقی را دربارهی استبداد هورست در زمان جنگ به او یادآور میشود. این كه هورست مانع فرستادن نامهی او به زن و فرزندش شده و..." |