| • چکیده : |
,"نگارنده در كتاب، در پی سلسله درسهای عرفان اسلامی، مولویشناسی و مثنویپژوهی، قصد دارد "حسامالدین چلبی" را شناسایی نماید. وی سخن اصلی را در شناختن و شناساندن حسامالدین در مقام شخصیت محوری در شناخت مولانا تلقی نموده است. به زعم نگارنده، حسامالدین خالق مثنوی است و از این رو وی در صدد اثبات و بیان این مطلب است. وی خاطرنشان میكند: "اگر حسام نبود مولانا و در پی آن شمس نبود و اگر مولانا نبود از حسام كسی چیزی نمیدانست. مولانا و حسام و این كه كدام ترجیع دارند در حكم یك دایرهای هستند كه در ادامه یكدیگر را دنبال میكنند و در این دنبال كردن كه مسلسلوار به هم میرسند همدیگر را تأیید و تكمیل مینمایند"." |