| • چکیده : |
حسنك كجایی "قصه دیگری است از "حسنك "كه در قالب شعر كودكانه برای گروههای سنی "الف "و "ب "سروده شده و در صفحات مصور و رنگی به طبع رسیده است .این قصه، حكایتی است از رفتن حسنك به شهر برای كار كردن، تنهایی و دلتنگی حیوانات او كه هر كدام به زبانی حسنك را صدا میكنند و تقاضایی دارند، و سرانجام پشیمان شدن حسنك از كار دورهگردی در شهر و بازگشت او به روستا .نخستین قطعات شعر از این قرار است" :یكی بود یكی نبود/ زیر گنبد كبود/ حسنك گم شده بود/ انگاری او با همه قهر شده بود/ راهی شهر شده بود/ حسنك نونت نبود، آبت نبود؟/ توی این آسمون آبی و پاك/ تیكهای آفتاب و مهتابت نبود؟/ ."..." |