| • چکیده : |
در این كتاب، قصه كوتاهی از حسنك "در قالب شعر برای گروههای سنی "الف" و "ب "به طبع رسیده است .در این قصه، حسنك در عالم خواب چراغ جادویی پیدا میكند كه از آن دیوی خارج میشود و به او در جمعآوری خار كمك میكند .داستان چنین آغاز میشود" :یكی بود، یكی نبود/ حسنك ایستاده بود/ زیر گنبد كبود/ خورجین وصلهدارش/ رو زمین افتاده بود/ حسنك میخواست بره خار بیاره/ برای تنور مادر پیرش/ توی خورجینش چی بود؟/ نی و نون و پنیرش/ حسنك پاشنه گیوهشو كشید/ صدا زد الاغشو/ توی خورجینش گذاشت/ تفتونای داغشو/ ."..." |