| • چکیده : |
,"در زمانهای بسیار دور، مردم مجسمههایی را از سنگ و چوب میپرستیدند و خدا را فراموش كرده بودند. خدا هم پیامبری به نام «نوح» را انتخاب كرد تا آنها را هدایت كند. نوح به همة آنها گفت كه به خدای یگانه ایمان بیاورند و این مجسمهها را كه خودتان ساختهاند نپرستند. اما به جز گروه رنجدیدهای از مردم، كسی به او ایمان نیاورد. نوح رو به خدا كرد و گفت: «به جز این گروه كسی هدایت نمیشود، عذابت را برای آنها بفرست». سپس به دستور خدا كشتی بزرگی در خشكی ساخت و پیروانش سوار آن شدند. ناگهان باران شدیدی آغاز شد و همهجا را آب فرا گرفت و همة بتپرستان غرق شدند و بعد از چهل روز بارندگی كشتی نوح در بالای كوه جدی متوقف شد و همگی زندگی خوبی را آغاز كردند. این قصة قرآنی و آموزنده، برای كودكان گروه سنی «ب» تهیه شده است." |