| • چکیده : |
در چهارمین جلد از مجموعه بهترین داستانها"، داستان زندگی حضرت یوسف (ع) بازگو شده است. وی یكی از فرزندان یعقوب (ع) ـ از پیامبران بنیاسرائیل ـ بود كه پدرش او را از دیگر برادرانش دوستتر میشداشت. همین امر حسادت آنان را برانگیخت تا آن جا كه او را به چاهی افكندند و به یعقوب گفتند گرگی او را خورده است. اما یوسف را كاروانیانی كه به مصر میرفتند نجات دادند و به عزیز مصر فروختند، یوسف پس از آن كه حوادث تلخ و شیرین بسیار از سرگذراند به عزیزی مصر رسید و سرانجام توانست خانوادهاش را بازیابد و با پدرش دیدار كند." |