| • چکیده : |
,""امید"، جوانی دانشجو، در طلب یافتن و رسیدن به معبود، قدم در وادی عشق میگذارد و در این مرحله، با الههای زیبا روبهرو میگردد كه نشانی از معشوق است. جوان دل به الهه باخته و برای رسیدن به وی حاضر است از همهچیز و همهكس بگذرد. وی در راه عشق خویش، دست از دنیا میشوید و زندگی در بیابان را پیشه كرده و مدتها به تنهایی گذران زندگی میكند و چون پس از زمانی به شهر بازمیگردد به آن مرحله از خلوص و عشق دست یافته كه سخرهی مردم متمدن شهرنشین را به هیچ میانگارد و اهمیتی برای امور مادی قائل نمیشود. اما هنوز ریاضت و تربیت وی در سرای عشق كامل نشده و سرانجام لغزشی از او سر میزند كه باعث میشود، دوباره به عقب رانده گردد. امید سعی و كوشش را از سر میگیرد و این بار موفق شده و در راه رسیدن به معشوق، جان میبازد." |