| • چکیده : |
,"در شهر «دارغا» پادشاهی به نام «حسین شاه» زندگی میكند. پسرش «پخپور» بعد از مرگ وی، در 12 سالگی به پادشاهی میرسد. او پس از رسیدن به سن ازدواج از درگاه الهی درخواست میكند كه دختری لایق را به وصال او برساند. شكل و شمایل دختر و نیز نشانیاش در خواب به پخپور نمایانده میشود. وقتی او از خواب بیدار میشود تصویر دختر را در دست دارد. از طرفی همین تصویر در خواب به دختر، كه «پری» نام دارد، نیز نمایانده میشود. این دو سخت به یك دیگر دل میبندند. پخپور تصمیم میگیرد كه به جستوجوی پری برود، از این رو، تخت و تاجش را به غلامش «زیرك» میسپارد و راهی میشود. وقایعی كه پس از این به وقوع میپیوندد، ادامة داستان را شكل میدهد." |