| • چکیده : |
,"در این قصه خانم كوچولوی احتیاطی خیلی مرتب و تمیز است و كارهای خوب و عاقلانه انجام میدهد و پیادهروی میكند و با آدمهای متفاوتی در ارتباط است. خانم كوچولوی احتیاطی همیشه به حرف هركسی كه برخورد میكرد گوش میداد تا این كه یك بار برایش دردسر بزرگی ایجاد شد. از این به بعد او تصمیم گرفت از كسی چیزی قبول نكند و به همه "نه" بگوید. اما بعد از مدتی از این كار نتیجهای نگرفت و هیچكس مثل گذشته او را دوست نداشت. خانم كوچولو دربارهی كار خودش فكر كرد و تصمیم گرفت دوباره به حرف دوستانش گوش دهد و آنها را از خود نرنجاند." |