| • چکیده : |
,"در این نمایشنامه گفتوگوی مردگانی در اتاقی متروك، در خانهای قدیمی با معماری سنتی صورت میگیرد. همایون پسر سرهنگ سایه به همراه گراز خانهزاد آنها كه مردی گوژپشت است وارد خانه میشوند. در حین گفتوگو گراز كه مسلول است، میمیرد و زمانی كه همایون ساعت پاندولدار قدیمی مردگانی را كوك میكند گراز زنده میشود و مدتی بعد مردگانی از قاب عكس خود بیرون میآیند و ماجراهایی را تعریف میكنند. از جمله این مردگان سرهنگ سایه است. او شكنجهگری بیرحم و قدرتطلب بوده و گراز نیز به علت وضع ظاهر خود فرمانبردار او بوده است." |