| • چکیده : |
,"در رمان حاضر، یك زوج آلمانی با نام "باربارا" و "رالف آمبرگ" با سفر به "یوركشایر" در صدد هستند تا زندگی زناشویی آشفتهی خود را سامان بخشند، اما از همان آغاز با مشكلاتی روبهرو میشوند. برف شدیدی كه در شب اول میبارد، ارتباط آن خانهی كرایهای ـ به نام وست هیل هاوس ـ را با دنیای خارج قطع میكند. باربارا آشفتهحال، اتاقهای خانهی قدیمی را جست و جو میكند. او با داستان زندگی زنی با نام "فراسنیسگری" آشنا میشود. این زن، زمانی مالك "وستهیل هاوس" بوده است. باربارا هنگام مطالعهی شخصیت این زن، به تدریج متوجه شباهتهای خود با فرانسیس میشود. سرانجام ناگزیر تصمیم میگیرد كه نه تنها زندگی خود بلكه سرنوشت فرانسیس گری را هم به سرانجام رساند و..." |