| • چکیده : |
,"شبی شیر بازیگوش به خوابی عمیق فرو رفته بود و داشت خواب میدید كه ناگهان تشنهاش شد و از خواب پرید و به طرف چشمه رفت. آب چشمه را نوشید و تشنگیاش برطرف شد، شیر با چشمان نیمهبازش به در خانهاش رسید و داخل رفت و روی علفهای نرم دراز كشید. او كمكم داشت به خواب میرفت كه صدایی با عصبانیت گفت اینجا خانة من است. شیر كوچولو به جای خانه خودش، وارد خانة گراز شده بود. شیركوچولو دوباره خمیازهكشان اشتباهی به خانة حیوانات دیگر رفت، همة خانهها شبیه بودند. او نمیتوانست خانهاش را تشخیص دهد. خرسی و موشی دوستان شیر كوچولو تصمیم گرفتند روی خانهها شمارهای بنویسند تا شیر بازیگوش به راحتی بتواند خانهاش را پیدا كند. این كتاب مصور برای گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است." |