| • چکیده : |
,"توی باغچهی بیبی رعنا، حلزون كوچولویی به دنیا میآید. او خیلی زود با "كرم تپلی" و "ملخك" دوست میشود. آنها تا غروب بازی میكنند. "كرم تپلی" و "ملخك" كه خسته شدهاند به لانهشان میروند تا بخوابند. "حلزون كوچولو" هم خیلی خسته است و نیز میخواهد به لانهاش برود و بخوابد. اما نمیداند لانهاش كجاست. ابتدا روی چمن نرم میخوابد، ناگهان روی چمنزار پر از شبنم میشود. او كه خیس شده و از سرما میلرزد، راه میافتد تا جای گرم و خشكی برای خوابیدن پیدا كند. او در جستوجوی جای مناسب به بوتهی ریحان، گل سوسن و بوتهی نسترن سر میزند اما هیچ یك از آنها جای مناسبی برای او نیست. سرانجام لاكپشت ماجرا را میفهمد و میگوید: "تو بهترین جا را باری خوابیدن داری" از آن پس حلزون درون صدفش میخوابد. این كتابچهی مصور و رنگی به آموزش حرف "ن" در قالب داستان اختصاص دارد." |