| • چکیده : |
,"زیر تپهای در كنار جنگل، یك جفت خرگوش لانه داشتند. آنها منتظر تولد چند خرگوش كوچولو در صبح یك روز قشنگ بهاری بودند. شش بچهخرگوش به دنیا آمدند، اما بچه خرگوش هفتمی به دنیا نیامد، خرگوش پیر با نگرانی پیش «راكون» پیر به جنگل رفت و از او كمك خواست. راكون پیر به لانة آنها آمد و با خرگوش هفتمی حرف زد و از زیباییهای دنیا گفت: بالاخره خرگوش هفتمی هم به دنیا آمد و از آن زمان راكون پیر بهترین دوستش شد و با هم ماجراهای زیبایی را تجربه كردند. این كتاب برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است." |