| • چکیده : |
,"محمد، پسری در یك خانوادة مذهبی و ثروتمند بود. پدر و مادرش در سالهای انقلاب با هم آشنا شده و برخلاف میل خانواده ازدواج كرده بودند، محمد نیز دنبال چنین عشقی بود. محمد جهت مسلمان كردن افراد تلاش میكرد و از طریق سایت به ابلاغ مسلمانی میپرداخت. وی با یك دختر یهودی اهل اسرائیل به نام لیندسی آشنا و عاشق او شد. اما برای ازدواج با او بامخالفت شدید مادر كه بیماری قلبی داشت و دو پسر خود را در جنگ از دست داده بود، روبهرو شد. مادر به خیال این كه او زن میخواست، هانیه را كه از هر نظر معقول و مقبول بود، برایش در نظر گرفت." |