| • چکیده : |
,"سر زنگ ریاضی، معلم روی تخته، دو خط به موازات هم كشید. خط اول به خط دوم گفت: من به خاطر تو همهچیز را موازی میبینم و روی هم? اجسام نقش تو را خواهم كشید. خط دومی هم به خط اول گفت: "من هم به خاطر تو با هیچ خط دیگری موازی نمیشوم". در همان هنگام معلم گفت: "بچهها بنویسید، دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند". مجموع? حاضر مشتمل بر داستانهایی كوتاه نوشت? دانشآموزان مقطع راهنمایی موسس? منظوم? خرد است. عناوین برخی از این داستانها عبارتاند از: سیاهی؛ خوشبختی؛ دنیای گربهها؛ پتویی از سنگ؛ لكه سیاه؛ قلك؛ اشك ماهی؛ چشمك؛ دیدار؛ مادر؛ كلاس باران؛ گل؛ تردید؛ پرچم؛ و روح در سینما." |