| • چکیده : |
,"پیرمردی خروسی نیرومند داشت. او خروس خود را نزد پادشاه فرستاد تا نعل الاغش را از پادشاه پس بگیرد. خروس در راه تمام آب رودخانه و یك شیر بزرگ را قورت داد. وقتی به قصر پادشاه رسید از او خواست تا نعل الاغ صاحبش را پس دهد. پادشاه دستور داد خروس را در آتش بیندازد. خروس آب رودخانهای را كه خوردهبود بر روی آتش ریخت و آنرا خاموش كرد. سپس پادشاه دستور داد خروس را در قفس گرگها بیندازد. خروس شیر بزرگ را از دهانش بیرون انداخت و شیر تمام گرگها را خورد. پادشاه كه فهمید نمیتواند خروس را شكست دهد، نعل الاغ را به او پس داد." |