| • چکیده : |
در این داستان، نگارنده به ماجرای دختری به نام دیاناگود میپردازد. خواهر بزرگ وی گیل در رشته پزشكی تحصیل كرده و با جك كه او نیز یك پزشك متخصص است، ازدواج میكند و در كنار سه فرزندش زندگی موفق میگذراند .خواهر كوچكش سامانتا، دختری جاه طلب و بلند پرواز است وی نیز با مردی نقاش، عهد زناشویی میبندد .دیانا خود سر دبیر مجله است و در زمانی كوتاه به سرعت پیشرفت میكند .سرانجام با مردی به نام اندروداگلاس كه در رشته حقوق تحصیل كرده و مشاور رسمی چند شبكه تلویزیونی است، ازدواج میكند. آنها زندگی شیرینی را شروع میكنند، اما دیری نمیپاید كه ... |