راسخون

خوشگل‌ترین غول دنیا

•پدید اورندگان : ,
•ناشر : نوید
•سال نشر : 1386
• نوع کتاب : تالیف
• رده سنی : 4
• تیراژ : 5000
• نوع جلد : شومیز
• شابک : 964-358-480-1
• تاریخ نشر :
• محل نشر : تهران
• زبان : فارسی
• زبان اصلی :
• تعداد صفحات : 64
• قیمت : 6000
• نوبت چاپ : 1
• قطع : خشتی
• شماره جلد : 0
• چکیده : ,"در شهر رنگین‌كمان و در سرزمین غول‌ها، غول پهلوانی زندگی می‌كرد با نام "فری خاپالا"، این غول پهلوان، با وجود تمام زور و قدرتی كه داشت، غول مهربان، دل‌رحم، خجالتی و كم‌رویی بود. فری‌خاپالا در زندگی یك مشكل بزرگ داشت و آن اینكه زیبا نبود. همین مساله باعث شده بود كه او از همه خجالت بكشد و بزرگ‌ترین آرزویش این باشد كه زیبا بشود. روزی كه یك پشته‌ی بزرگ هیزم جمع كرده بود و به شهر رنگین‌كمان بازمی‌گشت، بین راه صورت خویش را در رودخانه نگاه كرد و باز برای چندمین‌بار آرزو كرد كه "ای كاش زیبا بود". او در همان حال در كنار رودخانه خوابش برد و بعد از مدتی جادوگری را دید كه به سوی او می‌آمد. جادوگر به او قول داد در مقابل گرفتن دندان‌های تیز، شاخ بلند، شمشیر خانوادگی، و قدرت و نیروی فری خاپالا، به او زیبایی هدیه كند. غول پهلوان قبول كرد و معامله انجام شد. فری خاپالا خود را در رودخانه نگاه كرد و از قیافه‌ی جدید خود به وجد آمد و تصمیم گرفت به شهر بازگردد. اما نتوانست پشته‌ی هیزم را از زمین بلند كند. با وجود این با شادمانی راه شهر را در پیش گرفت. در سرزمین رنگین‌كمان هیچ‌كس باور نمی‌كرد. كه او همان فری خاپالای پهلوان است. به همین دلیل از گذشته نیز تنهاتر شد و مجبور شد شهر را برای همیشه ترك كند. حالا متوجه اشتباهش شده بود. روزی كه داشت به چهره‌ی خود در آب نگاه می‌كرد پایش لغزید و در رودخانه افتاد و نزدیك بود غرق شود كه از خواب پرید. فری خاپالا به خود در آب رودخانه نگاه كرد و از این كه قیافه‌اش تغییری نكرده، شاد شد. او حالا قدر خویش را می‌دانست و با خوشحالی فریاد زد: من فری خاپالا هستم، فری خاپالا... دیوارهای شهر از این فریاد لرزید."