| • چکیده : |
دادا شیرین "داستانی است كه شخصیتهای گوناگون آن بخشی از آداب، سنن، فرهنگ و شیوه زندگی مردم كردستان را به نمایش میگذارند .در این رمان، حوادث تاریخی كردستان، با بسیاری از وقایع سیاسی عصر ـ از جمله حوادث مربوط دوره آغازین قرن بیستم ـ درهم میآمیزد .در بخشی از داستان میخوانیم : "روستای ما هم مثل همه روستاهای كرد در گذشته و با گذشته زندگی میكند ... با این همه، همین مردم ناگزیر در حال هم میزیستند، و در پیچیدگیهای حال هم ـ حال خودشان ـ سهیم بودند :شایعات را دنبال میكردند :از شهر میگفتند، از رضاشاه، از امنیه، از "دولت "ـ از "دولت "بیم داشتند، از امنیه نفرت داشتند ـ امنیه را "قله شینه "و گاه "كله قند "میگفتند .پسرانشان را كه به اجباری میبردند میگریستند ـ و از صورت زنده خانواده كسر میكردند ."..." |