| • چکیده : |
قهرمان اصلی داستان، اولن اشپیگل"، گدایی است نیك دل از سرزمین "فلاندر" كه با خنده و استهزا از فرادستان اجتماع انتقام میگیرد .او دارای سرشتی است با نشاط، شادیهایش به افراط است، سر به هوا و سرسخت است .گویی بر پیشانی او هر اهانتی نقش بسته است" .اولن "هم درستكار است و هم بی رحم . "طبیعت، نیروبخش اولن اشپیگل است، توانا بر همه چیز بر روی زمین، در آستانه فصل اول داستان كه بچه تازه از شكم مادر درآمده است، پدرش او را از زائو میگیرد و پنجره را باز كرده به او میگوید" :ـ پسر، ببین، این سرور ما خورشید است .هر وقت كه بعدها دچار تردید شدی چنان كه ندانی چه كار بكنی كه شایسته كردن باشد، از او مشورت بخواه .او روشن است و گرم |