| • چکیده : |
در این داستان، خوك كوچولو كه اغلب اوقات با خانم مرغه به گفت و گو مینشیند و بدین طریق خودش را سرگرم میسازد، پس از شنیدن حرفهای خانم مرغه درباره غذا دهنش آب میافتد .به خصوص وقتی كه خانم مرغه از خوراك سبزیجات با قارچ، سخن میگوید .خوك كوچولو بر آن میشود هر طور شده به جنگل برود و مقداری قارچ تهیه كند .او بهرغم توصیههای دایی خوك مبنی بر این كه پیدا كردن قارچ در جنگل كار خطرناكی است روانه جنگل میشود ;سپس ماجراهایی روی میدهد كه داستان براساس آن شكل میگیرد .این داستان مصور و رنگی برای گروه سنی ب " به فارسی برگردانده شده است ." |