| • چکیده : |
((داو آخر)) داستانی است((علمی ـ تخیلی)) كه از زبان قهرمان داستان روایت میشود .((ورجا)) جوانی است دوستدار طبیعت و علاقهمند به كوهنوردی و اكتشاف . او شخصیت اصلی داستان است كه به قصد كشف چند غار عازم سفر میشود .((ورجا)) در حین اكتشاف به محوطهای باز میرسد .ناگهان زمینلرزهای روی میدهد و طی آن ((ورجا)) چند روز در زیرزمین حبس میشود .او در این مدت از قرصهایی كه همراه داشته برای تغذیه خود استفاده میكند .سرانجام((ورجا)) با تلاش، راه خروج را مییابد، اما بلافاصله درمییابد كه زمینلرزهای در كار نبوده، بلكه انفجاری سبب ریزش كوه شده است .تارهای صوتی((ورجا)) بر اثر این انفجار از بین میرود و او درمییابد كه همه موجودات به جز آبزیان به خاك تبدیل شدهاند .او ضمن قدم زدن در حوالی كوه با دختری روبهرو میشود كه گویا او نیز از این واقعه جان سالم بدر برده است . |