| • چکیده : |
داستان مصور و رنگی حاضر، بازآفرینی داستانی از داستانهای مثنوی مولوی است كه در این كتاب برای گروه سنی ب "فراهم آمده است .در این داستان، كدخدایی، مقداری گوشت از قصاب میخرد و آن را به خانه میبرد تا همسرش با آن برای شب، شام تهیه كند .اما از آن جا كه همسرش در خانه نیست به دخترش سفارش میكند تا به مادرش بگوید تا با آن گوشت برای میهمانان شام تهیه كند . اما دخترك فراموش میكند و مادرش نیز بی خبر از همه جا، از آن گوشت كبابی فراهم میسازد .در نتیجه چون هنگام غروب كدخدا با میهمانان به خانه میآید، همسرش از ماجرا باخبر میشود و به كدخدا میگوید كه گربه گوشت را خورده است . كدخدا ترازویی میآورد و گربه را وزن میكند، سپس خطاب به همسرش میگوید : من نیم من گوشت خریده بودم، در حالی كه این گربه نیم من وزن دار چگونه میتواند گوشت را خورده باشد !سپس خشگمین از خانه خارج میشود تا شام میهمانان را فراهم سازد ." |