| • چکیده : |
داستان حاضر مبتنی بر وقایعی است كه در پی خشكسالی مهلك شهر((میبد)) روی میدهد .مردم این شهر با شنیدن قصهای كهن از زبان استاد مهربان كوزهگر به این فكر میافتند كه همانند واقعه قصه، دختری زیبارو و نیكوسرشت به نام ((خورشید)) را قربانی نمایند، تا باران ببارد و از قحطی نجات یابند .مردم سراغ استاد مهربان میروند و از او نشانی دختر خورشیدی را میخواهند .مهرداد، شاگرد استاد كوزهگر، با نظر او نشانی را به مردم میدهد و آنان نیز در طلب او به راه میافتند .پس از مدتی، هفت دختر آسمانی، اناری، آبی، آفتابی، پرپری، بارانی، نزد استاد میآیند تا مانند دختر خورشیدی قربانی شوند .در حالی كه استاد مهربان نیتی دیگر در سر دارد ... |