| • چکیده : |
,"«در آغوش عروسك»، داستان غمانگیز كشته شدن دختر كوچكی به دست یكی از ماموران حكومت شاه است. پدر انقلابی دختر كشته شده و ماموران بیاطلاع برای یافتن او به خانه هجوم میآورند. از دختر كوچك جای پدر را میپرسند. دختر به آنها میگوید كه بابام رفته پیش خدا، یكی از ماموران برای به حرف كشیدن دختر كوچك، ماهی كوچك او را میگیرد و میكشد و سپس او را به كف اتاق پرتاب میكند، برگههای امتحان دانشآموزان مادر را در بخاری میسوزاند، موهای عروسك او را میسوزاند و آن را به زمین پرتاب میكند، قناری كز كردة او را گرفته و فشار داده و او را به دندان میگیرد، مرد بیشرم موهای بافته شدة او را گرفته و چندبار در هوا میچرخاند و او را به زمین میگذارد. دختر برای برداشتن قناری میرود، مرد سیلی محكمی به او میزند و سر او به لبة درگاه میخورد و خون از دهانش بیرون میزند. دختر آغشته به خون، عروسك خود را در آغوش میگیرد و چشمان هر دو برای همیشه بسته میشود. مجموعة حاضر داستانهای كوتاه انقلاب اسلامی با عنوانهای آش شور، همرزم، خواستگاری، النگو، سرباز بیتكلف، یا خدا، كبوتر سیاه و سفید، ماموران، پسرفداكار، اكبر، روز دهم و آفتاب میباشد." |