| • چکیده : |
,"در دوره حكوت پهلوی،«محمدحسین» به رغم داشتن تحصیلات دانشگاهی به تجارت روی آورده و به همراه پسرعم? خود «حاج جواد» در بازار تهران فعالیت میكند. آن دو، جزء مبارزان انقلاب اسلامی نیز هستند. در تظاهرات پیش از انقلاب، محمدحسین كشته میشود و حاج جواد با «بانوخانم» ـ زنی از طبق? ممتاز دور? پهلوی ـ پیمان همسری میبندد. پسرش «حامد» نیز در 21 سالگی با «گلبو» ـ دختر 17 سال? محمدحسین ـ با جاری شدن صیغ? محرمیت موقت ازدواج میكند و برای كار و ادام? تحصیل به خارج از كشور میرود و بیخبر از حاملگی گلبو از وی جدا میشود. امیرعلی ـ برادر ناتنی حاج جواد ـ بعد از به دنیا آمدن پسر گلبو (كه امری محرمانه مانده است) با گلبو ازدواج میكند و به نام خود برای نوزاد شناسنامه میگیرد. رمان حاضر داستان واقعی «گلبو صالح» ـ تنها فرزند محمدحسین و شهره صالح ـ به نقل از خود وی است." |