| • چکیده : |
,"جهانگردی تصمیم میگیرد به سوی دریاچهی دستنیافتنی كوهستان "آدریا" حركت كرده و آنجا را فتح كند. او به خوبی میداند كه این منطقه تحت تسلط "هارون"، پادشاه ظالم، است و به كسی اجازهی ورود به آن داده نمیشود. اما جهانگرد، مصمم است و با این اندیشه كه باید ظلم را از بین برد، راه خویش را پیش میگیرد. در این راه، وی با جنی خیرخواه، آس پیك؛ و "آمركای"، فرماندهی پیشین سپاه هارون كه اكنون مورد غضب وی قرار گرفته، روبهرو شده و آس پیك و آمركای با وی همقدم میشوند. این سه، در راه رسیدن به دریاچه، با مشكلات و دردسرهای فراوانی از قبیل حملهی سپاه هارون، درگیری با وحشیهای ساكن در جنگل، روبهرو شدن با غولهای سنگی و... مواجه میشوند، كه بر هریك به نوعی غالب آمده و به راه خویش ادامه میدهند. سه مسافر سرانجام با وجود تمام سختیها، خود را به دریاچه رسانده و پس از شكست هارون، عدالت را به آن سرزمین بازمیگردانند." |